X
تبلیغات
غروب شب
به هوای تو

  

به هوای تو

 

پنجره را باز میکنم

طلوع را میبینم و غروب غمها را فراموش میکنم

از اینکه در قلبم هستی و عشق منی افتخار میکنم

دلم برایت تنگ شده عزیزم ، این را اعتراف میکنم

به دور دستها نگاه میکنم ،

قلبم تند تند میتپد ، اسمت را زیر لب صدا میکنم

تو عشق منی و من خوشبخترینم

تا لحظه ای که نفس میکشم ،همینم

عاشقی که عشق را باور کرده و  

در این زمانه ای که پر از دروغ و نیرنگ است با تو عاشقانه آغاز کرده ،

آغازی که پایانی نخواهد داشت ، زمانی بود که قلبم تنها ، غمها را درونش داشت

غم رفت و جای آن تو را گرفت ، از آن لحظه که آمدی تا حالا ، 

چشمانم بهانه ی تو را گرفت

حالا تو هستی و عشق هست و دل عاشق من

تو سرچشمه ی عشقی در قلب من.

پنجره را باز میکنم، 

طلوع را میبینم و به هوای تو در آسمان عشق پرواز میکنم   

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 0:57  توسط م.س | 
دوست عزیزم یاسر جان اول مرسی از نظرت دوم از وبلاگ بسیار زیبا  و جذابت دیدن کردم.بسیار عالی و عاشقانه بود امیدوارم موفق باشی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 2:31  توسط م.س | 
هرگز برای عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 2:7  توسط م.س | 
                                                     بی وفا

چرا حالم از این رو به ان روست                        سراغم بی وفا نگرفت ای دوست

فرستادم به هر جا من پیامی                          ولی او بی وفا بود و منم دوست

ز دور ی رخ اش من ناتوانم                             شدم یک تکه گوشت و یک بغل پوست

نگاه بی کلامش بی نظیر است                      تمام جنگ سر این چشم و ابرو ست

اگر صیاد زند  تیری به سویم                         سزاوار است چون این دل سوی اهوست

نمیگیرد کسی در قلب من جای                 چون او پر کرده ان عشقم فقط اوست  

از دوست عزیزم میثم انصاری  با بت شعر بسیار زیبا ی که خودش

سرود بسیار سپاس گذارم و

امیدوارم به معشوق شعر پر احساسش برس

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 2:20  توسط م.س | 
دوست عزیزم علی جان از بیت زیبای که برایمان فرستادی سپاسگذارم

م.س

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 21:34  توسط م.س | 
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست /تو خود حجاب خودی حافظ از میان  بر خیز

این بیت از زیبا از حافظ توسط دوست عزیزمان علی سلیمان تقدیم وبلاک غروب شد

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 21:31  توسط م.س | 
mona_soliman2012@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 22:35  توسط م.س | 
سلام دوستان عزیز من مونا.س مدیر یت وبلاگ از شما خواستارا مطلبی جالب و جدید خود  را به ادرس ایمیل من که در زیر میباشد ارسال نماید تا با نام شما در وبلاگ نمایش داد شود

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 22:35  توسط م.س | 
دوستان عزیزم اینم مطالبی درباره عشق که خواستار بودید امیدوارام رازی باشید 

نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 19:15  توسط م.س | 
  • «گرفتم آن که بلائیست عشق روی بتان// بلا چو عام بود دلکش است و مستحسن»
  • «گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن// شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت»
  • «گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق// کاندرین طوفان نماید هفت دریا شبنمی»
  • «گفت کز چنگ من به ‌ناله رود// باد برخستگان ِ عشق درود// عاشق آن شد که خستگی دارد// به درستی شکستگی دارد// عشق پوشیده چند دارم چند// عاشقم، عاشقم به‌بانگ بلند// مستی و عاشقیم برد ز دست// صبر ناید ز هیچ عاشق مست// گرچه برجان عاشقان خواریست// توبه در عاشقی گنه‌کاریست// عشق با توبه آشنا نبود// توبه در عاشقی روا نبود// عاشق آن‌به که جان کند تسلیم// عاشقان را ز تیغ تیز چه بیم»
  • «گفتی که زبهر مجلس افروختنی// در عشق چه حیله هاست اندوختنی
ای بی‌خبر از سوخته و سوختنی// عشق آمدنی بود نه آموختنی»
  • «گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق // اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق
از حجب و از غرور دل خرده‌سنج من // شد بهره‌ور ز عشق ولی ز آرزوی عشق»


  • «گویند که معشوق تو زشت است و سیاه// گر زشت و سیاه است مرا نیست گناه
من عاشقم و دلم بدو گشته تباه// عاشق نبود زعیب معشوق آگاه»

 

  • «لاف وفا مزن که بیادت نداده‌است// یک نکته از کتاب محبت، ادیب تو»
  • «لطافت، نیرومندتر از سختی، آب قوی‌تر از صخره و عشق تواناتر از بی‌رحمی است.»

 

  • «مرا ز عشق وطن دل به این خوشست که گر// ز عشق هرکه شود کشته، زادهٔ وطن است»
  • «مستی عشق نیست در سر تو// رو که تو مست آب انگوری// روی ِ زردست و آهِ دردآلود// عاشقان را گواهِ رنجوری»
  • «ملت عشق از همه دین‌ها جداست // عاشقان را ملت و مذهب خداست »
  • «منادی می‌کند عشق از چپ و راست// که حد هر کمال اینجاست، اینجاست»
  • «من از خوشبختی‌های این جهان بهرمند گردیده‌ام زیرا در زندگی عاشق شده‌ام.»
  • «من در جنگ شرکت کردم، تنها به‌این دلیل که پیوند عشق خود را به‌زندگی مستحکم‌تر نمایم.»
  • «من صفای عشق می‌خواهم از او// تا فدا سازم وجود خویش را// او تنی می‌خواهد از من آتشین// تا بسوزاند در او تشویش را»
  • «من معتقدم که عشق به‌یک شخص ِ بزرگوار، بیش از هرچیز دیگر به‌انسان فروتنی می‌آموزد.»

 

  • «ناصح‌ام گفت: بجز غم چه هنر دارد عشق؟ // برو ای خواجهٔ عاقل، هنری بهتر از این؟»
  • «نیست اندر عنصرش حرص و هوا // نور مطلق زنده از عشق خدا »

 

  • «وای آن، کو به‌دام عشق آویخت// خنک آن، کو زدام عشق رهاست// عشــق بر من در عنا بگشود// عشق سرتابه‌سرعذاب و عناست»
  • «وز هوس وز عشق این دنیای دون // چون زنان مر نفس را بودن زبون»
  • «وقتی کمتر سزاوارم، به من عشق بورز، که آن‌زمان نیازمندترم.»
  • «و عشق ٫تنها عشق - تو را به گرمی یک سیب می‌کند مهمان»
  • «وقتی بخواهیم در مورد عشق منطقی فکر کنیم،عشق واقعیت خود را از دست میدهد»

 

  • «همچو کوره عشق را سوزیدنی‌ست// هر که او زین کور باشد کودنی‌یست»
  • «هر چه جز عشق خدای احسن است // گر شکر خواری است آن جان کندن است »
  • «هر آن‌کسی که در این حلقه نیست زنده به‌عشق// بر او نمرده به ‌فتوای من نماز کنید»
  • «هر سحر از عشق دمی می‌زنم // روز دگر می‌شنوم بر ملا»
  • «هر انسانی با آگاهی کامل به آیین عشق، به این سیاره خاکی پا می‌گذارد. مشکل شما هر چه باشد، امتحان محبت است. اگر بتوانید از راه محبت در این آزمایش پیروز شوید، مسأله شما حل خواهد شد. اگر نه، آنقدر به درازا خواهد کشید تا از راه محبت، مسأله خود را حل کنید. زیرا مشکل شما مجالی برای تشرف به آیین عشق است.»
  • «هرچه گویم عشق را شرح و بیان//چون به‌عشق آیم خجل باشم از آن//چون قلم اندر نوشتن می‌شتـافت//چون به‌عشق آمد قلم برخود شکافت//چون سخن در وصف این حالت رسید//هم قلم بشکست و هم کاغـذ درید»
  • «هر دلی کان به عشق مایل نیست// حجره دیو دان، که آن دل نیست// دل بی‌عشق، چشم بی‌نور است// خود ببین، حاجت دلایل نیست// بی‌دلان را جز آستانه عشق// در ره کوی دوست منزل نیست// هرکه از عشق بی‌خبر باشد// اندرین ره، به سان خر باشد// آب در میوهٔ خرد عشق است// بلکه آب حیات خود عشق است»
  • «هرشخصی دو بار می‌میرد، یک بار آنگاه که عشق از دلش می‌رود و بار دیگر زمانی که زندگی را بدرود می‌گوید، اما وداع با زندگی در برابر مرگ عشق، ناچیز است.»
  • «هرکسی را نتوان گفت که صاحب‌نظر است// عشق‌بازی دگر و نفس‌پرستی دگر است»
  • «هرکه را جامه زعشقی چاک شد// او زحرص و عیب کلی پاک شد»
  • «هرکه را نبض عشق می‌نجهد// گر فلاطون بود، تواش خر گیر// هر سری کو ز عشق پر نبود// آن سرش را زدم مؤخر گیر»
  • «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به‌عشق// ثبت است بر جریده عالــم دوام مـا»
  • «هزار جهد نمودم که سـرّ عشق بپوشم//نبود بر سر آتش میسّـرم که نجوشم»
  • «هفت شهر عـشق را عـطار گشت// مـا هنوز اندر خـم یک کوچه‌ایم»
  • «همانطور که عشق‌های حقیقی کمیاب است دوستی‌های حقیقی نیز کمیاب است.»
  • «همه این‌ها مد هستند: ترس از خدا یک نوع مد است، همچنین عشق و ژیپون و حلقه‌انداختن در بینی.»
  • «هر که را جامه زعشقی چاک شد // او حرص و جمله عیبی پاک شد »

 

  • «یک ذره خشم شعله عشق را تیزتر می‌کند.»
  • «یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب// از هر زبان که می‌شنوم نامکرر است»
  • «یک مرد با هر زنی می‌تواند خوشبخت زندگی کند تا زمانی‌که عاشق نشده‌است.»
+ نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 19:2  توسط م.س |